Friday, May 11, 2012

مسیری که ایران می‌توانست طی کند و آنچه از آن بازماند

مسیری که ایران می‌توانست طی کند و آنچه از آن بازماند

تمدن را نمی‌توان به یک نماد ظاهری فروکاست و بی‌حجابی یا باحجابی، به‌تنهایی معیار پیشرفت یا عقب‌ماندگی یک جامعه نیست. با این حال، بررسی گذشته نشان می‌دهد که ایران در مسیری قرار گرفته بود که هدف آن توسعه، نوسازی و افزایش توان ملی بود؛ مسیری که ناگهان تغییر جهت داد و نتایج متفاوتی به همراه آورد.

در دهه‌هایی از تاریخ معاصر، سرمایه حاصل از فروش نفت و منابع داخلی صرف ایجاد کارخانه‌های بزرگ، زیرساخت‌های مدرن و خرید فناوری‌های روز جهان می‌شد. از ظرفیت کشورهای مختلف برای آموزش نیروی انسانی، انتقال دانش و ارتقای مهارت‌ها استفاده می‌گردید و جوانان ایرانی برای تحصیل و یادگیری به مراکز علمی معتبر اعزام می‌شدند. این روند باعث شده بود که ایران به‌عنوان کشوری در حال خیز جدی برای توسعه شناخته شود و توجه قدرت‌های جهانی را به خود جلب کند.

ورود ایدئولوژی به عرصه سیاست، به‌جای تمرکز بر توسعه عینی و نیازهای ملموس جامعه، مسیر کشور را به سمت درگیری‌های درونی، فرسایش منابع و عقب‌ماندگی سوق داد. بخش قابل توجهی از سرمایه‌های انسانی و مالی که می‌توانست صرف آموزش، پژوهش و نوآوری شود، به حوزه‌هایی منتقل شد که اولویت آن‌ها کنترل اجتماعی و نمادسازی بود، نه پیشرفت پایدار.

نتیجه این تغییر مسیر، تضعیف اعتمادبه‌نفس ملی و ایجاد تصویری از ناتوانی تاریخی در ذهن بخشی از جامعه بود؛ گویی ایرانیان همواره در حاشیه بوده‌اند، در حالی که واقعیت تاریخی خلاف این را نشان می‌دهد. فاصله گرفتن از علم، تخصص و شایسته‌سالاری، و کم‌رنگ شدن نقش نخبگان، ضربه‌ای جدی به آینده کشور وارد کرد.

با این همه، یادآوری این گذشته نه برای حسرت‌خوردن، بلکه برای بازاندیشی است. ایران زمانی که بر عقلانیت، دانش، کرامت انسان و منافع ملی تکیه کند، می‌تواند دوباره مسیر آبادانی و سربلندی را بیابد؛ مسیری که هنوز، اگر اراده‌ای جمعی شکل بگیرد، کاملاً بسته نشده است.

No comments:

Post a Comment

به یاد آنان که نامشان نه در تیترها، که در حافظه جمعی این سرزمین ماندگار شد؛

به یاد آنان که نامشان نه در تیترها، که در حافظه جمعی این سرزمین ماندگار شد؛ آنان که فقدان‌شان به نمادی از هزینه‌دار بودنِ پرسش و مطالبه بدل ...